من یه مورد رو بگم .
پدر شوهرش نوکر عروس بود . هر جا عروسش میخواست بره در بست در خدمتش بود . و با ماشینش همه جا میبرد . همین چیزی که شما میگین اون خانم هم داشت .
تا اینکه یه خانم دیگه گفت: زیاد حسرت این رو نخورین .
شوهرشو با یکی گرفتن . پدرشوهرش نذاشت عروس طلاق بگیره
گفت اگه طلاق بگیره ابرومون میره . همه میفهمن .
چون تموم فک و فامیلا و دوست و اشناها میگن پسرم ،پسر خوب و باادب و باشخصیت و سربه زیره و چشم و دل پاکه .
حالا اگه فامیلا بفهمن یه عمر سرمونو نمیتونیم بالا بیاریم .
البته شوهر این خانم وقتی پسرشو میگرفتن دیده بود .
خانمه میگفت یه سالم از روش گذشته اما هیچکس هیچی نمیدونه هیچکس . وایه همین هیچی به عروس نمیگن