2777
2789
عنوان

خانومای خونه دار و با سلیقه تشریف بیارید

| مشاهده متن کامل بحث + 423 بازدید | 40 پست

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

عالی شده گلم.دستوراشو بگو بقیه هم استفاده کنن

😊مرسی... دستور چیپس رو گفتم.... واسه پنیر هم من دوتا شیر پلاستیکی خریدم جوشوندمش وقتی شیر کامل جوشید توش یه پیاله ماست و یه نصف لیوان سرکه سفید ریختم شیر که برید ابکش کردمش پنیرا رو توی یه توری ریختم گره زدمش بعد یه جسم سنگین گذاشتم رو پنیرا نیم ساعت موند بعدش بازش کردم برش زدم پنیرا رو بعدشم گذاشتم توی اب نمک مزه بگیره

نان خامه ای درست میکنم. عالی و راحت و خوشمزه




بچه هامون ، بزودی میرن ! اونا مهمون ما هستن !بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم یک مهمان است در خانه ام  و روزی از خانه ام  می رود.روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا می شود...به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا این که فرزندم به خوبی از من یاد کند؟کدام مهمتر است؟ خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟چون دانستم که او مهمان خانه من است. این باعث شد اولویتم را تغییر دهم!بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست.... شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها را بدون هیچ قید و شرطی رها کردم. از عصبی شدن و داد و فریاد زدن کم کردم و به آرامش رسیدم.از وسواس هایم گذشتم و به خانه ای راضي شدم که مقداری بهم ریخته و نامنظم است و کمی شلختگی در آن به چشم می خورد. اما، فرزندی را تحویل گرفتم که آرامش دارد و از من و خشم هایم نمی نالد و رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است.چون می دانم....او مهمان زودگذر خانه من است.                کودک عزیزم ! امیدوارم مهمانی خانه من زیباترین مهمانی زندگیت باشد.😍                                                                       
خوبه ...کیسه جانپتون چطوردرست میکنی؟

خیلی راحته

  • ف یلتر قهوه
  • چای
  • ۵ تکه نخ رشته‌ای
  • تکه کاغذ ۱×۲ اینچ (برای برچسب کوچک در انتهای نخ دسته چای)
  • قیچی
  • منگنه
  • ف یلتر قهوه را صاف کرده سپس یک تکه از هر گوشه را ببرید تا یک شکل شبیه مستطیل بسازید.
یک قاشق چایخوری از چای خشک یا هر نوع چای مورد علاقه‌تان را در وسط ف یلتر قهوه بریزید.
فی لتر قهوه را از سمت ضلع بزرگ تا نیمه تا کنید، در عین حال که چای باید وسط قرار گیرد.
سپس لبه دو ضلع روی هم آمده را برگردانده، تا کنید. سه بار آن را روی هم تا کنید، تاهای خیلی کوچک بزنید.
حالا که چای داخل تا قرار گرفته، شما می‌خواهید همه چیز دوباره به مرکز کاغذ تا شده برود، نوع چرخاندن بسته باید طوری باشد که بخش درز خورده کیسه به وسط برسد.
حالا بسته فی لتر را از وسط تا کنید.
سپس حدود ۳/۴ اینچ بالای کیسه را ببرید بنابراین طول آن زیاد نخواهد شد و شبیه به نمونه‌های تجاری خواهد شد.
دو لبه را به شکل مثلث تا کنید تا در یک نقطه بهم برسند
در نقطه ایجاد شده یک تا به سمت روی دو مثلث ایجاد کنید، فقط یک تای کوچک، نخ را روی قسمت بالایی که تا کردید بگذارید  و منگنه کنید. این منگنه کیسه چای را کاملا می‌بندد.
برای اینکه در انتهای نخ کیسه یک برچسب یا تصویر درست کنید، یک تکه کاغذ ۱×۲ اینچ را برداشته و دو تا کنید. انتهای نخ را داخل کاغذ بگذارید، نخ را در وسط قرار دهید و سپس منگنه کنید. منگنه باید در وسط کاغذ باشد.
بچه هامون ، بزودی میرن ! اونا مهمون ما هستن !بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم یک مهمان است در خانه ام  و روزی از خانه ام  می رود.روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا می شود...به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا این که فرزندم به خوبی از من یاد کند؟کدام مهمتر است؟ خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟چون دانستم که او مهمان خانه من است. این باعث شد اولویتم را تغییر دهم!بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست.... شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها را بدون هیچ قید و شرطی رها کردم. از عصبی شدن و داد و فریاد زدن کم کردم و به آرامش رسیدم.از وسواس هایم گذشتم و به خانه ای راضي شدم که مقداری بهم ریخته و نامنظم است و کمی شلختگی در آن به چشم می خورد. اما، فرزندی را تحویل گرفتم که آرامش دارد و از من و خشم هایم نمی نالد و رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است.چون می دانم....او مهمان زودگذر خانه من است.                کودک عزیزم ! امیدوارم مهمانی خانه من زیباترین مهمانی زندگیت باشد.😍                                                                       
آها یعنی سرخ نمیکنی ؟بعد ببخشید بادمجونا فریزر روبرا کشک بادمجونه درسته عزیزم؟

چرا سرخ میکنم بعد میزارم حدود نیم ساعتم بپزن 

از فریز شده هامم هم واسه خورش هم کشک بادمجون استفاده میکنم فرقی نداره 

حتی بادمجون کبابی میکنم بعد پوست میگیرم ساتوری میکنم و میزارم فریزر برای میرزا قاسمی 😂

خوبه ...کیسه جانپتون چطوردرست میکنی؟

بچه هامون ، بزودی میرن ! اونا مهمون ما هستن !بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم یک مهمان است در خانه ام  و روزی از خانه ام  می رود.روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا می شود...به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا این که فرزندم به خوبی از من یاد کند؟کدام مهمتر است؟ خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟چون دانستم که او مهمان خانه من است. این باعث شد اولویتم را تغییر دهم!بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست.... شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها را بدون هیچ قید و شرطی رها کردم. از عصبی شدن و داد و فریاد زدن کم کردم و به آرامش رسیدم.از وسواس هایم گذشتم و به خانه ای راضي شدم که مقداری بهم ریخته و نامنظم است و کمی شلختگی در آن به چشم می خورد. اما، فرزندی را تحویل گرفتم که آرامش دارد و از من و خشم هایم نمی نالد و رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است.چون می دانم....او مهمان زودگذر خانه من است.                کودک عزیزم ! امیدوارم مهمانی خانه من زیباترین مهمانی زندگیت باشد.😍                                                                       
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792