2777
2789

سلام تیتر تاپیکم مثبته اما در اصل دارم رو خودم کار میکنم تا حال خودمو خوب کنم 

اما این روزا خیلی آشفته ام یه بچه ی نه ماهه دارم 

تو یه ساختمون با خانواده ی همسرم تو یه ساختمون زندگی میکنم که واقعا اسایش و ارامش برام نذاشتن

شب ها تازه ساعت یک میان خونمون و سه شب میرن

منم با یه بچه خونم شلخته و شبا همسرمم یازده دوازده میاد خونمون اصلا تو بچه داری کمکم نمیکنه 

تا شامو میخوریم بقیه میان خونمون شبا دیگه وقت نمیکنم ظرفامو بشورم

تا اونا میرن سه شب و من بچمو میخوابونم میشه شش صبح 

بعد لنگ ظهر بیدار میشم 

اصلا زندگیم یه وضعی شده میشه کمکم کنید 

حالا دیروز یکم کار کرم اشپزخونه رو برق انداختم به همسرم گفتم حالا که اشپزخونه تمیز بچه رو نگه دار من برم ظرفامو بشورم 

اما خستگی بهونه کرد 

بچمو نگه نداشت

شما برای زندگیتون چه برنامه ای دارید

خانمی هستم ک شوهرم داره خونه تکونی میکنه منم انداخته تو بالکن درم بسته ک با بوی وایتکس اذیت نشم

💐تا زمانی ک احساس کنید دچار بدبختی و بی عدالتی هستید، تاریخ تکرار می‌شود. تنها راه نجات از این نفرین آن است ک نسبت ب این غرض ورزی ها و بیدادگری ها بی اعتنایی کنید تا این مساعل آزارتان ندهند.در برابر اوضاع پیرامون تان را نبازید و نسبت ب همه اطرافیان حسن نیت داشته باشید💐  🙄ی تیکه باحال از کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین ک ب نظرم جالبه اگر بتونم انجام بدم😝  اوف زندگی من شده فقط خوندن کتابای این مدلی و امید داشتن ب اینکه ی روزی همه آرزوهای من برآورده میشه😜خدا جونم آرزو های منو برآورده کن آرزوی دوستای نی نی سایتیم هم همینطور😍😍😍خیلی دوستون دارم🌈❤️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

واای ببخشید چه خانواده همسر بیشعوری

منم با خانوادش زندگی میکنم ولی خودم از رواول سعی کردم ن خودم مزاحم اونا بشم نه خیلی رو بدم ک اونا مزاحم من بشن

دوبار ک درو روشون وا نکنی آدم میشن و بعد بکارات میرسی شوهرتم اگه یوقتی درو وا کرد برو تو اتاقت درو ببندو بخاب یاالکی بگوسرم درد میکنه یا دلم درد میکنه 

فقط واسه اینه شبا دیر میخوابی سعی کن یه کاری کنی که شبا نیان واسه شمایی که بچه کوجیک داری خدایی ساعت ۳ دیگه خیلی حرفه تا شوهرت برگشت بلافاصله شام بهش بده و یه شب به بهونه ی سر درد یه شب به بهنونه بچه و هر چیزی به ذهنت میرسه لامپو خاموش کن که نیان اومدنم تا میتونی خمیازه بکش دیدی هیچ جوری نمیفهن وقتی اونجان سعی کن بگی بچم بد خواب شده زندگیمون به هم ریخته بازم نفهمیدن به شوهرت بگو تمومش کنه این مهمونی اینا رو تا شام میخورین بلافاصله ظرفاتو بشور تا بچت میخوابه خونه رو جمع و جور کن هر چند روز یه بار لباساتو بنداز لباسشویی لباس کثیف جمع نکن وقتی کم باشه سریع تاش میکنی میزاری تو کمد بعد اشپزی فوری یه دستمال بکش رو گاز و کابینت 

چجوری تحملشون میکنی هرشب تا۳

فقط این نیست که از صبح جاریم برام ارامش نذاشته

البته هر چی میگفتم نیا گوش نمیکرد چند روزه یه دعوا راه انداختم که بیخیالم بشه 

الان چند روزه نمیاد 

وقتایی که کار داری از خانواده شوهرت کمک بگیر بچه رو بده اونا نگه دارن 

عزیزم اتفاقا همین کارو میخواستم انجام بدم اما....

جاریم که میاد میگه سرم درد میکنه بچتو نمیتونم نگه دارم 

مثلا میاد خونمون من بیچاره ام در حال خدماتم 

میاد یه بالش برمیداره 

دراز میکشه و بچشم خونمو بهم میریزه

گفتم همسرم یازده دوازده میاد خونه 

مادرشوهرم میاد میبینه داریم شام میخوریم در حالت عادی بچمو میگیره باهاش بازی میکنه اما وقتی میبینه دارم شام میخورم و بچه اذیتم میکنه اصلا نمیگه بچه رو بده نگه دارم یه لقمه بخور

فقط واسه اینه شبا دیر میخوابی سعی کن یه کاری کنی که شبا نیان واسه شمایی که بچه کوجیک داری خدایی ساعت ...

بخدا نمیدونی چی میکشم 

دو شب پیش ساعت دوازده و نیم همسرم به برادرزادت اش گفت برو به بابات اینا بگو بیان چایی بخوریم 

من حالم اصلا خوب نبود 

داشتم از بیخوابی میمردم

به همسرم گفتم بگو نیان من حالم خوب نیست گفت واااااا الان خانواده ی خودتم میومد اینجوری میکردی 

گفتم خانواده ی من که دوازده یک نمیرن شب نشینی 

بخدا اون شب حالم خیلی بد بود 

کم مونده بود جلوشون گریه کنم 

هر چی ام به همسرم میگفتم یه ثانیه بچرو بگیر همسرم میگفت واا ما داریم حرف میزنیم

خودت نگه دار

ببر شیر بده 

اتاقامون فرشاشو شستیم نمیتونستم ببرم شیر بدم بچمم بنده خدا بیقراری میکرد 

فقط این نیست که از صبح جاریم برام ارامش نذاشته البته هر چی میگفتم نیا گوش نمیکرد چند روزه یه دعوا ر ...

وای قلبم 

مام تویه ساختمونیم 

تنها مشکلی ک دارم اینه ک خاهرشوهرم هر روز میاد خونه مادرش و ی پسررر فوووووق شلوغ داره ک ب هیچی رحم نمیکنه

و هر وقتم بیاد‌گشنس باید بهش غذا درس کنم یا همش پول میخاد بهیچی رحم نمیکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792