2777
2789

بله ما کله سحر اومدیم سرکار...

آقا دیشب گفت من فردا صبح برای صبونه میرم خونه بابام اینا :/


هیچی دیگه برعکس شده جاهامون


بدم میاد ازینکاراش

اگر خودتان را به آن راه زدید ، مواظب باشید گم نشوید.  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ایرادش چیه؟

پیش هم کار میکنید؟

برای سلامتی خواهرم اگر ممکن لطفا یک صلوات بفرستید.😔💔 این روزها که حالت خوب نیست، دلم برای لبخند شیرینت تنگ شده. می‌دونم که مریض بودن سخته، اما یادت باشه ما همیشه کنارت هستیم و تو تنها نیستی. تو قوی‌ترین دختر دنیا هستی، و مطمئنم خیلی زود حالت خوب می‌شه.دوقلوی تو هم مثل من نگران و دلواپسه. به قول بابا انگار وقتی تو حالت خوب نباشه، دنیا برای اون هم غمگین می‌شه و درد تورو میکشه. اما منتظریم که خیلی زود قوی و شاد برگردی و دوباره با هم بخندیم و خوش بگذرونیم.ما خیلی دوستت داریم و همیشه کنارت هستیم. قوی باش، عزیزترینم.

😂 

بچه هامون ، بزودی میرن ! اونا مهمون ما هستن !بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم یک مهمان است در خانه ام  و روزی از خانه ام  می رود.روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا می شود...به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا این که فرزندم به خوبی از من یاد کند؟کدام مهمتر است؟ خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟چون دانستم که او مهمان خانه من است. این باعث شد اولویتم را تغییر دهم!بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست.... شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها را بدون هیچ قید و شرطی رها کردم. از عصبی شدن و داد و فریاد زدن کم کردم و به آرامش رسیدم.از وسواس هایم گذشتم و به خانه ای راضي شدم که مقداری بهم ریخته و نامنظم است و کمی شلختگی در آن به چشم می خورد. اما، فرزندی را تحویل گرفتم که آرامش دارد و از من و خشم هایم نمی نالد و رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است.چون می دانم....او مهمان زودگذر خانه من است.                کودک عزیزم ! امیدوارم مهمانی خانه من زیباترین مهمانی زندگیت باشد.😍                                                                       

وای خوش به حال شوهرت  پامیشه میره صبونه بخوره

من حوصله ندارم‌ صبونا درست کنم خیلی همت کنم یه شیر با کیک

خدای مهربان به قلب کسی که الان به پیامبرت دورد میفرسته (صلوات)آرامش عطا کن.منو دعا کنید

چقد بهم سخت میگیرید

تو اکثر تاپیکام سعی میکنم اگه چیزی بلدم یادتون بدم یا چیزای خوب رو باهم فرهنگ سازی کنیم باید دست به دست هم بدیم و همدیگرو آگاه کنیم.ما زنیم. از ما قوی تر فقط خداست. راستی اگر قابل دونستید اینستا فالوم کنید shaghayegh_pourahmadi@

شوهر من که کار هر روزشه تقریبا قبل این که بیاد خونه از سرکار میره پیش مادرش یه چیزی میخوره بعد میاد خونه روزی بیست بار هم میره خونشون دیگه از زندگیم هیچی نمیفهمم خدا لعنتشون کنه که حال منو نمیفهمن دعا کنید ماهم خونه دار شیم بریم یه جای دور تا سالی یه بار ببینم این قوم 

دختر قشنگم میدونم لیاقت بغل کردن و بوسیدنتو نداشتم قلب نازنینت طاقت نیاورد از ناشکری های من منو ببخش اغوش خدا واست جای بهتریه تا من عزیزکم اون دنیا منتظر میمونم تا بیای پیشم ببخشید نتونستم بوست کنم مامان منو ببخش 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز