من زندگیمو تو تاپیک قبلیم کامل گفتم وماجرای خیانت شوهرم،،،حالاکه رفتم خونم شوهرم باهام قهره میگه تونبایدبه خانوادت میگفتی تومنوخوردکردی من بهت اعتمادندارم مامان خواهرم راست میگفتن که تو بدی من مارتو استینم پرورش میدادم،خیلی باهام سررفتارمیکنه ازش خیلی معزرت خواهی کردم گفتم اونجاعصبانی شدم مغزم کارنکردولی انگاراون ازمن چیزی طلبکارشده،میگه نمیتونم مثل قبل باهات باشم،بعداین همه منت کشیش که کردم،یکم بهترشده ولی سرده هنوز،،،بنظرتون من خیلی اشتباه کردم که ب خانوادم گفتم چجوری میشه مثل قبل بشیم،،،اخه الان میگه توواقعابدی مامانم راست میگفته،توروخداتاپیک قبلیموبخونیدکامل گفتم همه چیو
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
شوهرت خیانت کرده تو منت کشی میکنی خوبی شما اونی ک باید طلبکار باشه تویی چه کاریه آخه&n ...
خب میگه چرارفتی به خانوادت گفتی توخبرکشی،ابروی منوتوفامیل بردی،تازه بامامانمم چپ شده چون مامانم یکم ازمن دفاع کرد،اقابهش برخورده میگه خودت باعث شدی،بخداتوخونه محلم نمیده دلم داشت میترکید،همش گریه میکنم واسش مهم نیس اول که اعتراف کرد به کارش ولی حالاانکارمیکنه توچشام میره میگه من کاری نکردم توالکی بهم تهمت زدی،