سلام بچه ها من امروز تجربه خودمو مينويسم شايد به درد يكي بخوره چون حسابي اذيت شدم چهل روزه همش تو مطب دكتر و راديولوژي اسير شدم...
درد خيلي بدي تو سمت چپ لگنم حس كردم و از اونجايي كه فك كردم روده باشه رفتم دكتر گوارش و سونو دادم گف يه چيزي كنار رحمته ارجاع داد به اسكن و ازمايش خون معلوم شد كه يه توده كنار رحمم دارم خيلي خيلي نگران شديم بعد رفتم ام ار اي گفتن ساركوم داري گردنه رحمت مشكل داره و تو شكمت اب جمع شده و متاستاز كرده ....ديگه كلا نابود شدم ناراحتي و زجري كه تو اين مدت كشيدم وصف ناپذير و بسيار تلخه گفتم ديگه رسيدم ته خط...هر جا ميرفتم بي اختيار زير گريه ميزدم خلاصه رفتم انكولوژي زنان ايشون با ديدن ازمايشاتم تعجب كرد و قبل از عمل و شيمي درماني كولپوسكوپيم كرد و نمونه برداري فرستاد ازمايشگاه بعد گف ببر پيش دكتر ديگه كه اسكن و ام ار اي از اول تفسير كنه و سونو بگيره ...سونوگرافيم كرد گف برو فردا بيا به شوهرمم گفته بوده كه فردا تنها بيا شايد خبر بدي بهت بدم با چه حالي اون روز هم گذشت ...اونم تنهايي تو شهر غريب بابام تو شهر ديگه تو بيمارستان مامانم اسير اون ...فقط اخرين باري كه حرف زديم زدم زير گريه گفتم دلت تنگه مامان گف دروغ نگو اين گريه دلتنگي نيست يه چيزيه بمن نميگين شما😢
بعد فرداش شوهرم رفت دنبال جواب بچه ها در كمال ناباوري بهش گفتن خانومت فيبروم داره تو شكمشم يه مقدار عفونته دارو ميدن بهش جواب نمونه برداريم هم نرمال شد هنوز به خودم نيومدم و حالم خيلي خرابه اصلا باورم نميشه و توهم ميزنم ميگم نكنه بازم اشتباه شده
تو انتخاب دكترتون دقت كنين مملكت پر شده از دكتر هاي بيسواد كه اسمشونم گنده اس