پسر من قبل چهل روزگیش تا ساعت ۵ صبح همییییشه بیدار میموند و فقط یکسره گریه میکرد وای خدا چه روزای سختی داشتم از بس کمبود خواب داشتم گیج و منک بودم اخه کمک هم فقط همسرم رو داشتم وقتایی که سرکار بود منم میشستم با پسرم گریه میکردم خییییلی سخته واقعا بهشت زیز پای مادرامون هستش