2821
2789

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

یه خاطره میگم بخندید امروز چند بار تو سایت گفتم واس اخرین بارم میگم 😂😂😂 من با داداشم و یکی از دوستام هف هشت سالمون بود میرفتیم از سوپری محل خوراکی میخریدیم میاوردیم تو کوچه با نایلون و چادر گل گلی مادرامون چادر میزدیم میفروختیم خوراکیا رو 😂 یادمه یه بار زمستون بود بارون و باد شدیید در حد طوفان پرنده پر نمیزد تو محل ولی ما همچنان زیر چادر منتظر مشتری 😂 حالا اجناسمون چیبود ؟! دوتا آدامس مثلا یه دونه پفک و یه دونه چیپس 😂😂😂

آقا من مدرسه میرفتم خانومون اومد توی کلاس گفت بلند شید خودتونو معرفی کنید این دوستم فامیلیش چکینی بود رسید به فامیلی این بدبخت دوسه بار معلمه پرسید چگینی؟ منم داغ کردم بلند شدم گفتم خانوم چکینی 😬کینی 😬کینی😬 یعنی کلاس عین بمب رفت هوا

عاشق سریال هرجایی ام ...میران و ریان...پروفایلم مخصوصص اون سریاله...عشق منن این دوتا❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

تو همون روزا یبارم گفت مامان خونه مامان بزرگ پی پی کردم.

رفتم پایین دیدم مادرشوهرم اینا خواب بودن پسرمم رفته بود توواتاق خواب زیر میز گوشه اتاق خواب پی پی کرده بود.

یعنی اگه چند روزم میگشتن پیداش نمیکردن😂😂

اللّهم عجّل لولیک الفرج
یه خاطره میگم بخندید امروز چند بار تو سایت گفتم واس اخرین بارم میگم 😂😂😂 من با داداشم و یکی از دوس ...

😂😂😂😂

مام بچه بودیم باداداشمو دخترخالمو پسر خالم میرفتیم ساختمون روبرویی که درحال ساخت بود اهنایی که بدون استفاده بود و رو زمین ریخته بودو با اجازه شون برمیداشتیم ملی جمع میکردیم خیلیااا با زحمت یه عالمه جمع میکردیم میبردیم به نون خشکی میفروختیم😐 اونم چقد اینهمه اهنو نهایت ۲۰۰،۳۰۰ تومن میفروختیم 😐😐😐😂😂

الهی بمیرم برا خودمون چقد مظلوم و کاری بودیم یکمم خنگ میزدیما 😂😂😂😂

یبار داشتم واسه شوهرم خاطره تعریف میکردم گفتم دخترخاله مامانم یه دختر داره یه پسر شوهرم گفت به شوهرش میخورد بچه هاش بزرگتر باشن گفتم اخه شوهرش مال خودش نیس که شوهرشه ولی شوهرش نیس(میخاسم بگم شوهر دومشه)شوهرم تا نیم ساعت هنگ بود  

فلک تيرم نزن بالم شكسته/غباري بي كسي برمن نشسته/درخت باغ تو سبزه هميشه/خراشيدي دلم رامثل شيشه/رفيقان قدريگديگربدونيد اجل سنگست وادم مثل شيشه

حالا خودم هم میگم

میخواستم برم سر یکی از کلاسا پیش دوستم بعد اسم دبیرمون علی زاده بود رفتم بلند داد زدم حنانه علی زاده چقدر گیر میده😐😂

دیدم داخل کلاس هست

2825
2823
2791
2779
2792