2821
2789
عنوان

چند وقت بعد با هم راحت حرف میزنیم

327 بازدید | 26 پست

خواستگارم میگم،ازدواجم سنتی و داداش دوستمه رابطه ای از قبل نداشتیم،یه جلسه امدن با هم حرف زدیم ولی از خجالت آب شدم فردا جلسه دومشون میان بازهم میگن حرف بزنیم؟وای انگار جون منو میگیرن کی دیگه خجالت میزاریم کنار؟اصلا روم نمیشه نگاش کنم خودم۲۵سالم تازه بچه هم نیستم اونم ۲۹سالش

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دختر افتاب مهتاب ندیده ای ها ماشالا ماشالا 

من برا خواستگارام چه داستانایی تعریف نمیکردم که فرار کنن بگن نه😂😂😂

ی صلوات برای حل مشکلم مهمونم کنید😞....روزی که از تو جداشم روز مرگ خنده هامه 😭😭😭

از چی خجالت میکشی

مگه قبلا با مردا حرف نزدی؟

مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 
2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792