2777
2789
عنوان

داستان بارداری من(ناامیداش بیان)

| مشاهده متن کامل بحث + 113392 بازدید | 919 پست

تا رفتم تومطلب وجریان وگفتم گفت خوب مدارکی که دراین مدت داری و بده

اول از همه ازم عکس رنگی خواست!!

گفتم ندارم که!!

گفت مگه میشه تواین مدت نگرفته باشی گفتم خانم دکتر من بلد نیستم که دکترم نگفت برو منم نرفتم

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

برام نوشت رفتم سونوگرافی کاخ فکر کنم تا عکس رنگی بگیرم

نشستم تنها رفته بودم شوهرم مثله من پیپگیر نبود همش میگفت میشیم بابا ولش کن اهمیت نداره که  حالا نشد ماه دیگه عجله نداریم که

ولی یه کرمی افتاده بود تو وجودم که نگوووووووووووو


همیشه اون دکتر و یادم میاد که چقدر زمان بارداری منو ازم گرفت که زودتر نشد اقدام کنم خدا لعنت کنه ایشالا هرجا هست لطفا توانتخاب دکتر دقت کنید

دیدم هر کی میره تو اتاق جیغ وداد میزنه تعجب کردم به بغل دستیم گفتم مگر عکس درد داره؟

گفت نمیدونم والا منم اولین بارمه

تا نوبت به من رسید رفتم تو گفتن قرص خوردی گفتم چه قرصی ؟گفت پروفن مگه دکترت نگفت ؟گفتم نهههههههه

گفت اشکال نداره برو بخواب

اولین درد وباتمام وجودم حس کردم واقعاااااا زجر کشیدم خودتون میدونید عکس رنگی چیه وارد  جزییات نمیشم

اینقدر حالم بدشد بهم آب قند دادن

ولی بودن خانم هایی که راحت بودن  ومثله من حالشون بد نشد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز