رفت شام درست کنه منم فکر کردم برای منم درست میکنه دیدم صداش نمیاد رفتم آشپزخونه دیدم تنها نشسته میخوره منم گفتم میترسی یک لقمه کمتر گیرت بیاد اومدم تو حال بچمم بغلم بعد گفتم خیلی زشته این رفتارا گفتم پس منم فقط برای خودم درست کنم بعد پاشد مشت زد تو دیوار گفتم فقط حرفاتو بددهنیات برای منه برای بقیه ساکتی اومد جلوم گفت برای کی ساکتم تا دهنتو جر بدم😔😔😔😔😔