2777
2789
عنوان

تا حالا دزدی کردین چی بوده؟

620 بازدید | 22 پست

من ۱۴ سالم بود از جیب بابام و خواهر بزرگترم پول برمیداشتم امیدوارم خدا منو ببخشه 

فروشندە محصولات مراقبتی پوست و مو و مشاورە رایگان ، هر سوالی دارید در خدمتم .

همینم مونده خخخخخ

من که اهل عشق و عاشقی نبودم اما تو از کنارم رد شدی و جانم به دکمه پیراهنت گیر کرد.... خیلی طول نکشید تا بفهمم که چقد بی انتها دوستت دارم از موی سر تا ناخن پایت را، رویت را،بویت را، صورتت ،سیرتت، رفتارت ،گفتارت، حرکاتت،اطوارت،سخنت،سکوتت،نگاهت، خنده ات،شرمت،جسارتت،مهرت همه و همه رو دوست دارم اصلا نخواستنی در وجود تو نیست ❤️

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

نه بابا همينجورى پروندمون سياه هست فقط جاى دزدى توش خاليه😂😂😂😂

"درد" يعنى غم دارى بخندى به روت نيارى! "درد" يعنى دورت شلوغِ و كسى ندارى! "درد" يعنى تو خاك خودت غريبِ ديارى! " درد" يعنى شرمنده سفره ى بچه هاتى! "درد" يعنى بدهكار عمر و لحظه هاتى! "درد" يعنى دلتنگ دليل خنده هاتى! درد نون و درد بى عارى!! دردى كه از آشنا دارى!! درد بيخوابى و بيدارى!! باور اينكه خيلى تنهايى...وصله ناجور دنيايى...عمرىِ بيخودى تو رويايى...وقتى كه دست بسته نشستى و خسته اى! حتى به غصه هات وابسته اى!! زندگى تو اين شرايط يعنى "درد"!!! من "درد" مشتركم منو فرياد كن!! همدرد اگه نيستى گاهى ازم ياد كن!! من از خودم بريدمو به انتها رسيدمو از هر غريب و آشنا پُـــرم!!!😔😔😔
میبخشه....پولربرنداشتم اما شکلات و اینادکش رفتم از کیف مامانم....

😀منم برا پفک چیپس پول برمیداشتم عاشقشونم هرچی بخورم سیر نمیشم

فروشندە محصولات مراقبتی پوست و مو و مشاورە رایگان ، هر سوالی دارید در خدمتم .

بچه بودم پول بهم نمیدادن واسه مدرسم منم یخمک ولواشک خیلی دوست داشتم چندباررفتم مغازه شلوغ نزدیک مدرسمون الکی گفتم حواستون نبودپول دادم وازش لواشک ویخمک گرفتم خدامنوببخشه الاواقعاپشیمونم وازدزدونون حرام متنفرم

بچه بودم از قلک پول در میوردم

خواهرمو سرگرم میکردم و پفکاشو میخوردم




کارما چه سوسول بازیه...؟!فقط اباالفضل بزنه کمرت به                                                                                                         

🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️اخه تو اين شبا ادم و ياد چ كارايي ميندازي عذاب وجدان گرفتم😂😂😂😂

دبيرستان ي اكيپ ٥نفره بوديم

ي سوپرماركت چسبيده ب ديوار مدرسمون بود ك فروشنده ش ي پسر چشم چرون بود🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️ما ساعتاي بيكاري يواشكي ميرفتيم اين سوپر ماركتيه ٣نفر مسوول سرگرم كردن اقاي مغازه دار بودن ك از فتوحاتش تعريف ميكرد هميشه 😂😂٢نفرم مسوول پيچوندنه  اجناس و خوراكيهاي مورد نياز ي هفته ي گروه ميشدن😂😂😂😂خدااااياااا تووووبههههههههه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز