بالاخره تو 41 هفته و 2 روز زایمان کردم دیروز مرخص شدم ولی نینیم بعد زايمان ایست قلبی کرد و بعد از یه ساعت و خورده ای احیا نشد شوهرم نذاشت بیشتر ادامه بدن گفت بچه مو اذیت نکنین فردا میریم بهشت زهرا خاکش کنیم هنوز باورم نمیشه همه چی تموم شده شوهرم نذاشت ببینمش فردا هم از دور میذارن ببینم وای خدا یادش میفتم جیگرم آتیش میگیره تو رو خدا برام دعا کنید آروم بشم سعی میکنم جلوی دخترم گریه نکنم ولی میدونه یه اتفاقی افتاده هی میگه الان کی تو دلته میگم هیشکی میگه پس داداشی کجاست گفتم رفته پیش خدا بعد بغض میکنه و میره تو اتاقش الکی با اسباب بازیاش ور میره و پخش و پلا میکنه به نظرتون میفهمه رفتن پیش خدا یعنی چی