2821
2789
عنوان

بیاید بحرفیم خوابم نمیبره😊

220 بازدید | 33 پست

ب نظرتون چرا مردم ساکت نشستن بااین گرونی ها امید دارن قیمتا بیاد پایین یا معجزه بشه خداروشکر دستمون ب دهنمون میرسه دلم برااون خانوادا ای کبابه ک باید با یارانه بگذرونع اموراتشو🙁

..مامان❤ امیرعلی ❤ایلیا❤

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

استغفرالله اینا همش مکر آمریکا و اسرائیله 

مرگ بر آمریکا 

مرگ بر منافق

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

چقد قبلنا خوب بود همه ی جور بود اوضاع زندگیشون عید ب عید همه نو بودن فخر فروشی وچشم همچشمی نبود الان بااین اوضاع پولدرا رفتن ب عرششش بدبختا بدبختر شدن هیی

..مامان❤ امیرعلی ❤ایلیا❤

منم خواب ندارم.همش ميخام بايكي بحرفم، شخصيتم خيلي بده كه وقتي غم دارم بايد صحبت كنم،از اين مدلاي سكوتي نيستم!

آره واقعا شرايط اقتصادي خييييلي وخيم شده

يه صلوات واسه عاقبت بخیر شدنم ميفرستين،ممنونم.
منم خواب ندارم.همش ميخام بايكي بحرفم، شخصيتم خيلي بده كه وقتي غم دارم بايد صحبت كنم،از اين مدلاي سكو ...

اتفاقا خوبه ک صحبت میکنی

خدایا واسه آینده قشنگی که در انتظارمه شکرت❤😍
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز