من صحنه رو دیدم مامانش داشت بر می گشت از بیمارستان... لحظه ای که بچه رو در آورد اونجا بودم.
اون دو تا نگهبانی که داشتن پنجره ها رو به زور پایین می کشیدن گفتن که مامانش گذاشتتش و رفته
من به قدری هول کرده بودم که دست پسرمو دادم به باباش رفتم سمت ماشین زنه که دیدم خودش داره میاد خبر مرگش