میگم میخوام هفته یی یکبار برم سر بزنم اصلا نمیخواد توام همراهم باشی میگه من بهت اجازه نمیدم خودتم اجازه نداری بری، پدر مادرم که اومدن میگه من راضی نیستم بیان خونمون خواهرم که اومد خونمون وقتی فهمید کلی اعصابمو خورد کرد گفت خواهرت غلط کرده اومده اینجا بهم میگه کی اجازه داد بیان مگه خونه کاروانسرا که بیان بخورن برن.
منم خیلی وقته خونه خانوادش نمیرم اونم که اصلا، دیروز تولد شوهرم بود خواهر برادرش پرو پرو زنگ زدن گفتن ما داریم میایم کیک گرفته بودن و کادو که مثلا ما برادرمونو دوس داریم منم اصلا محل ندادم بهشون بشینم خوش و بش کنم واینا اصلا شامم استامبولی درست کردم اونام یه ذره خوردن بعد پاشدن رفتن، بعد شوهرم گفت این چی بود درس کردی برای خانوادت خورشت میپزی و اینا گفتم چرا اومدن ما شاید میخواستیم بریم رستوران یا بیرون خلاصه منم گفتم من نمیخوام ببینمشون چرا پاشدن اومدن خلاصه دعوا کردیم.
انقد اعصابمو خورد کرده که نگو تمام اتفاقای خونه رو میدونه تمام صحبتام با خانوادم نمیدونم یا خطمو شنود میکنه یا تو خونه میکروفون گذاشته چون یبار که پدرومادرم اومدن من واقعا نمیخواستم بگم بهش یهو سر ظهر پاشد اومد خونه درحالی که کارمنده تایم اومدنش مشخصه خیلی راحت گفت من میدونستم خانوادت میان.
یه سوال دارم واقعا شوهرم حق داره نزاره من خانوادمو ببینم یا از لحاظ قانونی نمیتونه لطفا راهنماییم کنین دستم جایی بند نیست
برای لجش میخوام برم مهریمو بزارم اجرا بنظرتون کار درستیه