من همونم که قهرم با شوهرم خونه بابامم
سر اینکه برادر شوهرم گف برا بچتون آزdnaبدید ،که بعد گفته شوخی کردم
من شوهرمم سر اینکه تو چرا به داداشت نگفتی قهرمون شد
اما دام براشوهرم تنگ شده خیلی دوسشدارم خیلی
دوسندارم جدا بشیم
از یه طرف دلم مبگه بهش پیام بده
از یه طرف میگم نه زشته پدرمو کوچیک میکنم ،ها؟بتظر شما چیکار کنم؟