2821
2789
عنوان

عروس بدجنس

| مشاهده متن کامل بحث + 3337 بازدید | 63 پست

هیچی با ناراحتی رفتیم محضر دیدیم دختره یه طائفه اورده ما چشامون نبود بشینیم یعنی خیر سرمون فامیل داماد بودیم دختره سر خود واداشته تعداد سکه ها رو بالا نوشته بابا من می خاست تو محضر کمش کنه دختره با صدای بلند به باباش میگفت بی عرضه به داداشم میگفت تو از خودت هیچ اداره ای نداری تا نزاشتی تعداد سکه ها کم بشه

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

نه بابا داداش من و دوستی از بس دختر ندیده بود گول خورد


بايد اين دخترا دوره اموزشي بذارن   

يعني كي دنيا تموم ميشه    حالا ك چي مثلا مثال  امروز اعصابم خرده دلم ميخاد بزنم شل و پل تون كنم    
هیچی دیگه ما نرفتیم دختره خودش اومدو گریه که شماها ابرو منو بردید من کلی ادم دعوت کرده بودم..سرخود.. ...

باور كن اينا اشنايي داشتن !

اخه كدوم دختري روش ميشه ب غريبه اينا رو بگه

يعني كي دنيا تموم ميشه    حالا ك چي مثلا مثال  امروز اعصابم خرده دلم ميخاد بزنم شل و پل تون كنم    

برادرم ۸ ماه خونه نیمد هر چی واسطه فرستادیم نیمد تا مادرم سکته کرد یه فاگیر پیدا کردیم گفت زنش یه طلسم فرار از خانواده براش نوشته تو قبرسون خاک کرده کلی هزینه کردیم طلسم باطل کردیم برادرم خودش برگشت

برادرم برگشت و به مادرم گفت آماده ببرمت مشهد با دختره مادرم میگفت اونجا نمیزاشت من یه حوله دست پسرم بدم لباست که مادرم براش برده بود و نزاشته برادرم بپوشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز