2777
2789
عنوان

بياين خنده دار ترين اخلاق شوهراتون يا خودتونو بگين

| مشاهده متن کامل بحث + 1066 بازدید | 58 پست
خخخخخخ وسواسيه؟

نه   

لطفا برای بهتر شدن حال داداش کوچولوم دعا کنید.کنکوری های عزیز لطفا سوالاتتونو تو تابیک های کنکوریم ببرسید.نمیتونم تک تک جواب بدم واز اول توضیح بدم.

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

خنده دار  ک نیس ولی باحالتریت اخلاق شوهرم هرروز جلوش میرقصم اونم محو تماشام میشه بعدشم اخرش بهم شاباش میده حالا هرچقدر کرمشه ولی باحالترینش دوروزه پشت هم میرقصم هر بار ۵۰ تومن شاباش گرفتم .هووووررررا .تاعید بنظرتون ادامه بدم 😁😁😁

خنده دار  ک نیس ولی باحالتریت اخلاق شوهرم هرروز جلوش میرقصم اونم محو تماشام میشه بعدشم اخرش بهم ...

يعني شوهر من اونجوري بود 24 ساعته واسش عربي ميرقصيدم

واسه فندق تو دلم دعا کنيد لطفا❤پسرم و باباش دنيااااامن❤

شوهرمن اگه نصف شب از خاب بیدار شه یامنم بیدار میکنه ... میخاد یا میشینه تی وی روشن میکنه میگه اخبار ببینم حرف گوش نمیده اصن یکی از این دو کارو باید انجام بده

بحریست بحر عشق ک هیچش کناره نیست
تخم مرغ خام کسی میریزه رو برنج ??? تو رستورانا دیدم اما خیلی تهوع اوره بنظرم تخم مرغ خام بو میده

سفيدش حااااال بهم زنههههههه🤢🤢🤢🤢

واسه فندق تو دلم دعا کنيد لطفا❤پسرم و باباش دنيااااامن❤
نگو ک قورمه سبزی دوس نداری

دوس ندارم😁

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز