دوستان همه رو یه جا میگم تا راهنماییم کنید:
دو سال ازدواج کردم، فوق لیسانس معماری خوندم و با معدل بالا از دانشگاه دولتی فارغ التحصیل شدم، و به کامپیوتر کاملا مسلطم و تو خونه کارای طر آخی نرم افزار میگیرم.ولی متاسفانه نتونستم کار مناسبی پیدا کنم. شوهرم تحصیلات عالی نداره اما تا حدود زیادی زبان انگلیسی مسلط هست و روان صحبت میکنه و کارش طوری هست که زبان زیاد استفاده میکنه. من متأسفانه از بچگی علاقه ای به یادگیری زبان نداشتم چندبار هم کلاس رفتم ولی نصفه ول کردم. حالا شوهرم دائم سرکوفت میزنه که چرا زبان مسلط نیستی، من در حد خودم و رفع نیازم بلدم و بیشتر ار این دوس ندارم. دیشب میگه زبان نمی خونی شاید چرا مثل زن های همکارم نیستی من جوابی ندادم فقط گفتم کاربردی برام نداره و خسته ام نمیتونم بخونم. یه عالمه توهین به من و عقل و شعور و هوش و خانواده ام همه چیز کرده و تریپ قهر برداشته. با رفتارش آزارم میده صبح زود براش صبحانه آماده کردم خورده میخواد بره سر کار چنان در کوبونده که همه بدنم داره میلرزه. اینم بگم شوهرم مشکل اعصاب داره همه کار کردم که درمان کنه ولی همکاری نمیکنه و به خانواده ش هم میدونن کسی حکایت نمیکنه.
حالا من با این شوهر که فکر میکنه همه سواد و مهارت دنیا توی زبانی که باد هست خلاصه شده ومن یه زن بی مهارت و بیسوادم. همه توانایی و شخصیت منو برده زیر سوال و قهرم کرده و طلبکارم هست چکارکنم؟؟
نگید برو زبان ت قوی کن و روش کم کن من یه مدت تو خونه تمرین می کردم و میخوندم ولی چندبار توی جمع های خانوادگی و دوستان مسخره کرد زبان بلد نبودنم منم دیگه تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم زبان بخونم فکر کنه ازش حساب میبرم.