2789

مادرشوهر من از اول روی بچه من مالکیت دتشت این قدر دعوا کردم گریه کردم جنگیدم درست نشدن ! اخر بی خیال شدم عشقش اینه بچه منو تنهایی بدون ما ببره سفر و بگه من مادر خوبیم تو نیستی از وقتی رفتن هی زنگ می زنه می گه اشتهاش خوب شده گفتم تهران هم خوبه خوب می خوره گفت اخه خیلی لاغره اینجا یه دختره هست همسن این تپله گفتم ژنش اینجوریه من خوب بهش می دم بخوره ! والا من نمی دونم قصدش چیه می خواد بگه من مادر بدیم ! اون خوبه خسته نمی شه از این حرفاش؟ 

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



چه بد که درمقابل رفتارای مادرشوهرت کوتاه اومدی اونم برای جیگر گوشه ات

مادر باید با چنگ و دندون شده با دعوا هم بچه اش رو کنار خودش نگه داره

فکر میکنی بچه بزرگ شد دربرابر تو چه رفتاری از خودش نشون میده 

نمیگه پس محبت و اقتدار مادرم کجا بود منو داد دست مادربزرگم

چه بد که درمقابل رفتارای مادرشوهرت کوتاه اومدی اونم برای جیگر گوشه ات مادر باید با چنگ و دندون شده ...

من به خودم رسیدم اون مجبوره بدوئه دنبال بچه تا دهنش سرویس بشه پسر من وحشتناک شیطونههه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792