22سالمه شوهرم27سالش من مهندسی معماری میخونم و شوهرم دیپلم
5سال باهم دوست بودیم تا به زور باهم ازدواج کردیم خانوادم اصلا راضی نبودن چون هم شوهرم بیکار و بی سواد بود هم خانواده خیلی متزلزلی داشت پدرش فوت شده بود و مادرش ازدواج کرده بود و بچهاشو از خونش بیرون کرده بود خلاصه بگم به هر بدبختی بود باهم عقد کردیم و من انگار خوشبخت ترین تودنیا بودم اخه خیلی دوسش داشتم
بچها هستین بگن؟