2777
2789
عنوان

کی میگه آه مظلوم نمیگیره ؟؟؟؟

2107 بازدید | 41 پست

بچه ها من سه ماه پیش با خانواده شوهرم دعوای حسابیم شد . البته اونا با من دعواشون شد . سر عمه جانشون یا بهتر بگم مادر جاریم  . خوارشوهرم اومد تو خونه فحش داد زد تو گوشم بچمو نفرین کرد طلاهامو برد و میخواست از خونه خودم بندازم بیرون  . تو تاپیک قبلی همشو نوشتم . دو هفته بعد از دعوا جاریم به اذن خدا تصادف کرد و لگنش از چندجا شکست و ماشینش نابود شد از بس کثیف و عوضیِ . هفته پیش هم مادرشوهرم که اجازه داده بوددختر بی ابروش بیاد تو خونه پسرش و به زنش و بچه اش بی حرمتی کنه خورد زمین و پاش نابود شد به حدی که دکتر گفته اگر پات بشکنه تا اخر عمرت زمین گیری نکته جالبش اینجاست که تا قبل از این ماجراها شوهر من نوکر بی جیره مواجب خانوادش بود و بنظر خودشون و شوهرم وظیفشِ . یعنی شوهرم بعد از هشت روز که سرکار بود روز استراحتشو خانوادش بذاش برنامه میریختن که مادرمون رو ببر فلان جا دکتر و به اینصورت اونروز استراحتم کنار مانبود .اما براتون بگم که این بار که مادرشون اینطوری شد و شوهرمنم میدونست که مادرش روز استراحتش نوبت دکتر داره نرفت سراغ مادرش حالا یا گفتن تو نیا که بهونه دست زنت ندی یا خودش نرفته . یا اینکه نخواستن من منتی سرشون بذارم .بله تا وقتی که من رو داشتن پسرشونم 24 ساعت در اختیارشون بود اما حالا که منو ندارن خواه ناخواه مجبورن خودشون رو از پسرشون دور کنن و من بابتش خیلی خوشحالم که بعد از چهارسال بالاخره اینا حالیشون شد پسرشون صاحب زندگی و خانواده شده . میخواستم بگم آه کشیدم و نفرین کردم هیچ گناهی تو این ماجرا نداشتم اما خدا جای حق نشسته و داره جوابشون رو میده و من میدونم این تازه اول مشکلاتشونِ . دوستانی که اذیت شدن فقط بسپارید بخدا . خدا خوب جواب میده . هرچند که نمیدونن چوب چیو میخورن . من هیچوقت واسه کسی بد نخواستم ولی اینا زندگی منو داشتن سرهیچی نابود میکردن به خودشون اجازه دادن بیان منو از خونه خودم بیرون بندازن و الان بابت گرفتاری هاشون از  خدا ممنونم  

اهای تویی که مرا دور میزنی , زمین گرد است , فردا به خودم میرسی , آنگاه حال و روزت دیدنیست ....

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

من.برو بابا آه کجا بود مظلوم کجا بود دلت خوشه ها.یه دهم به ذهنشون نمیرسه میگن اتفاقه 

بنظر اونا اتفاقِ اما از نظر من چوب خداس . 

اهای تویی که مرا دور میزنی , زمین گرد است , فردا به خودم میرسی , آنگاه حال و روزت دیدنیست ....
من که اینو به چشمای خودم تا حالا چندین و چندبار دیدم هرجا که بهم ظلم شده و دلم شکسته یه جوری طرف مقا ...

دقیقا برای منم همین اتفاق افتاد

اهای تویی که مرا دور میزنی , زمین گرد است , فردا به خودم میرسی , آنگاه حال و روزت دیدنیست ....

منم شرایط شما رو داشتم بعد یسال از اون ماجرا همشون الان خوش و خرم هستن این من  و بچه هام بودیم که بخاطر هیچی از طرف خانواده شوهرم نابود شدیم  و رفت

فقط باید بخدا پیله کرد.. زیرا فقط با او میتوان پروانه شد... 

من میگم

من میگم آه مظلوم نمیگیره

من از بهمن پارسال از یه نفر ظلم دیدم. اونم یه ظلم خیلی بزرگ. تا چند ماه حالم خیلی بد بود. الانم تو  هر شرایطی یادم میفته که چطور حقمو خورد و زحماتمو نابود کرد گریه ام میگیره. هر جا باشم تو هر شرایطی یادش بیفتم اشک تو چشمام جمع میشه

از ته دل نفرینش کردم ولی خیلی شاد و موفقه گردنشم روز به روز کلفت تر میشه.

کاملا درسته،من یه مدت باردار نمیشدم،یکی یه حرف خیلی بدی بهم زد و اونجا واقعا دلم شکست،من بچه دار شدم البته و بچه اون خانم یهو یه مریضی گرفت که هیچ جا تشخیص ندادن چیه،یک سال مدرسه نرفت و هی این دکتر و اون دکتر..من راضی نبودم سر بچش بلایی بیاد ...اخرش ازم عذر خواهی کرد و به مرور بچه خوب شد....برای خودم درس شد که مراقب کلماتی که از دهنم در میاد باشم همیشه

منم شرایط شما رو داشتم بعد یسال از اون ماجرا همشون الان خوش و خرم هستن این من  و بچه هام بودیم ...

مطمین باش هرکسی یه جوری به سزای عملش میرسه صبور باش . با چشمای خودت می بینی 

اهای تویی که مرا دور میزنی , زمین گرد است , فردا به خودم میرسی , آنگاه حال و روزت دیدنیست ....

یه نفرتوفامیل بامن خیلی مشکل داشت هرجامینشست غیبتم میکردمنم به گوشم میرسیدولی اهمیت ندادم تااینکه بارآخرخیلی پیش فامیل تحقیرم کرده بودوبازسکوت کردم وگفتم خدایاخودت خوب میدونی جوابشوتاحالاندادم ومنتظرم توجوابش بدی پس قبل اینکه من بخوام خودموکوچیک کنم جوابش بده تااینکه بعددوهفته ازمله افتادلگنش شکست منم رفتم عیادتش وهیچ به روی خودم نیاوردم وباروی بازرفتم جلوکه تامنودیدشروع کردآه وناله که ای خدا حقم روازکسی بگیرکه نفرینم کرده منم گفتم الهی آمین خلاصه تامنوهرجامیدیدهمین جمله رومیگفت که یک ماه بعداینکه لگنش خوب شد جاش عفونت کردودباره روزازنو روزی ازنو زخمش خوب شدکلا روبه راه شدبازدست ازسرمن برنمیداشت تااینکه ازنردبون افتادفکش شکست والان نمیتونه حرف بزنه ولی مطمئنم بازدست بردارنیس

⚘به بهشت نمیرم اگر 🍁مادرم🍁 آنجا نباشد⚘💞شادی روح همه ی مادران درگذشته صلوات...!💞
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792