من تو یه شهر دور از خانواده ام زندگی میکنم . شرایط کاری همسرم خیلی بده و مرخصی زیاد نداره خیلی دیر به دیر میتونم برم پیش خانواده ام و همیشه هم بعد ۴ روز بر میگردیم و اصلا نمیتونم خوب با مادرم باشم الان از عید ندیدمشون مادرم هم نمیتونه بیاد .
خیلی دوست دارم چند روز برم پیششون بمونم . چند بار به همسرم گفتم گفت نه دوست ندارم تنها بری گفت نمیتونم تنها بمونم .
امروز دوباره گفتم خوب غذاتو محل کارت بخور اصلا برات غذا درست میکنم گفت ربطی به غذا نداره دلم براتون خیلی تنگ میشه نمیتونم بیام خونه ببینم شما نیستید . منم چیزی نگفتم . امروز با مادرم صحبت کردم گفتم اینجوری و فاان گفت شوهرت داره خود۷واهی میکنه فعلا که کارش زیاده مرخصی نمیتونه بیاد شمارو بیاره بعد برگرده گفت منم دلم برای نوه ام تنگ شده و کلی گلگی کرد . بین دوراهی موندم واقعا نمیدونم چکار کنم . اگه برم شوهرم ناراحت میشه و اگه نرم مادرم .
اینقدر هم از اینور و اونور شنیدم و توی فامیل دیدم که مرده تو نبود زنش خیانت کرده با اون که به شوهرم خیلی اعتماد دارم اما باز میترسم از تنهایی شیطنت کنه .
لطفا راهنماییم کنید چکار کنم آخه 😥😥