من. خواهرم توی یک ساختمون زندگی میکنیم ما یه بچه یکساله نیم داریم و یه بچه دیگه در را ه که شهریور بدنیا میاد همسرم خیلی با من بحث میکنه که بچه پیش خواهرم نره بچه خیلی خواهرم رو دوست داره شوهرم میگه بچه دستش به در برسه همش میره بالا هرچی هم که من بهش میگم من بچم رو کنترل میکنم نمیذارم جایی بره باز رو اعصاب من راه میره الان دوماهه که آرایشگاه نرفتم از ترس اینکه بچه رو پیش کسی نذارم
صرفا جهت درد دل گفتم بچه ها این مشگل راه حل نداره خیلی راهها رو رفتم