الان داشتم بهت فکر میکردم
از یه رفتارت بد رنجیدم
شما چرا بابای منو آنفالو کردی ؟
از همه برنامه هات رفتی 🫠
فقط موند برنامه شادت که برای دانش اموزات وصله هرچند شاید خط دیگه ای داشته باشی و من فقط همین یکیو داشتم ....
محمد از کی اینقد ظالم شده بودی ک تموم راه های ارتباطی رو به روم بستی
من حتی دلم نیومد شماره تو رو پاک کنم و بعد ماه ها مخاطبمی ....
روزی یبار میام شادت رو نگاه میکنم
واقعاااااا ای عشق نامهربان من 🫠
چرا با وجود همه اینا ازت متنفر نیستم ؟؟ از خودم متنفرم که هنوز دوست دارم
الان داشتم اینستا بابا رو درست میکردم چشممم خورد ب فالور و فالوینگ ها
رفته بودی از اونجام ...دمت گرممم اقای نامهربان من
واقعا دوستم داشتی ؟ واقعاااااااا 😭
پس چرا رفتارات اینجوری شد .
تو همه جوره منو حذف کردی 🥲
از اونجا میدیدمت اون راه رو هم کردی بن بست ....
چقدر ناراحت شدم از این کارت ن بخاطر من
بخاطر این حرکتت نسبت به بابام ...
یه برداشت اشتیاه شما و خانواده ات این بود فک کردی بابام ازت بدش میاد ولی ماجرا اینجور نبود
اون شبی ک تو اومده بودی بابا با برادرش به مشکل خورده بود و غم چهرشش برای اون بود
دومین باری ک اومدی پدر من تصادف کرده بود و بیکار شده بود و یه ادم رو تخت بیمارستان داشت می میرد
چرا یه درصد فک نکردی تو زمان بدی نزدیک شدی
چرا یه درصد سعی نکردی تو اون روزای بدمون خودتو پررنگ تر کنی
حداقل یه حالی از بابام میپرسبدی
و اما اخرین بار 🙂
بابام پرسیده بود از مامانم
دخترم دوسش داره گفته بود اره
گفته بود منم محمدو خیلی دوست دارم فقط اون دو زمان ما تو شرایط مالی بدی بودیم ک خیلی تلاش درونم رو نشون ندادم این پسر دامادم شه ...
منم جوابم مثبت
یادمههه همون شب
بابا ب مامان گفته بود دیشب تا صب نخوابیدم و به مخارج ازدواج این دوتا فک کردم
لعنتییی اگه باباممم دوست نداشت چرا فکر یه شب تا صبحش شد وصلت ما و نگرانی مالی مردونه
خودت مردی قطعا میفهمی چی میگم
و اما تو چیکار کردی
رفتییی 🙂
تهش بابا پرسید چه جوابی دادین
گفتیم اونا با شرایط دخترم کنار نیومدن و جواب رد دادیم 🖤
اگه برای شکستن دل خودم ببخشمت
بابت اون یه شب نخوابیدن بابام و قضاوتت درموردش نمیبخشمت که بابام یه شب تا صب هزار فکر کرد
چطور هزینش رو جور کنه ....خوبه مَردی و میفهمی
هعییی از این دردد
تو با من چکردی محمد