عشق بی همتای من
*در چشمهایت، جادویِ تمامِ جهان است*
**نگاهت، مَستی و آن بیقراریِ بیانتهان است**
**دو دریایِ عمیق که، در آنها گم میشوم**
**هر نگاهت، برایِ دلم، یک قصهیِ بیباک و بیمان است**
**و موهای سیاهات... آه، مثلِ شبِ بیمرز و بیانتها**
**ابریشمی که، در میانِ تاریکیاش، آرامشِ جان است**
**گویی میانِ آن شبِ تیره، چشمهایت ستاره میدرخشد**
**ای که زیباییات، در میانِ شب و نور، بینهایت و بیمان است**