ببین نمیخوام خیلی بزرگنمایی کنم
دیگه آخرای قرآن خوندنم بود صدای ی زن و ی مرد رو شنیدم گفتن هیس فلانی داره قرآن میخونه و چندبار خانومه اسممو صدا زد
اولش فکر کردم خونواده ام دارن حرف میزنن ک دیدم اونا خوابن
وقتی بیدار شدن ازشون پرسیدم شما گفتین؟ صدام اومد پیشتون گفتن ن ما اصلا متوجه نشدیم توو بیداری و چیکار میکنی
حالا قبل اون ماجرا و بعدش چیزای دیگه ای دیدم