دیگه بریدم خسته شدم انواع بدبختیارو کشیدم
از فقر و نداری گرفته تا داغ مادر جوون اونم مادری که فقط ۳۶ سالش بود خواهر هم ندارم
دو تا برادر کوچیکتر دارم که غمشون پیرم کرد از تنهایی دیگه خسته شدم
فک و فامیلمون هم که سالی یه بار هم یه سراغی ازمون نمیگیرن
اینا همه به کنار چند ساله مریضم ( روحی ) نپرسین چی
ولی اونم خوب نمیشم دیگه خسته شدم به شک افتادم اصلا خدایی وجود داره
امام نمونده بهش متوسل نشم ولی هیچکس جوابمو نداد اصلا باورم نمیشه
بنده خوبی نبودم ولی دیگه اینقدر ها هم بد نبودم که خدا و ائمه جوابمو ندن
کاش میشد بمیرم دیگه واقعا بریدم