واقعا خیلی این روزا دپرستر از گذشته شدم اضطراب اجتماعی دارم وقتی میخام یه کاری معمولی یا یه سوال از یکی بپرسم استزس میگیرم خسته شدم خیلی وقته از جمع فاصله گرفتم
خسته شدم انقدر خواستم درس بخونم و نشد خسته شدم بش که فقط راه می رم و آهنگ گوش می دم و کل روزم اینجوری تلف می شه،خسته شدم از این همه فکر و خیالای بیهوده تو ذهنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم همش اهنگ گوش میدم یا فیلم نگا میکنم و پر از اضطراب برای آیندم همینجوری الکی وقتم داره تلف میشه
خسته شدم بخدا خسته ام،همش آهنگ گوش می دم همش راه می رم همش سناریو های غیرواقعی می سازم توی ذهنم و راجبش فکر و خیال می کنم و راجب همه چی فکر و خیال می کنم و همه چی خیلی دقیق توی ذهنم ثبت می شه ولی حالا یکی بهم بگه در رو ببند یادم می ره،بخدا دلم می خواد درس بخونم خیلی دلم می خواد ولی نمی دونم چرا این اختلال روحی لامصب که نمی دونم چی هست من رو ول نمی کنه حتی وقت برای استراحت کردن خودم هم ندارم چه برسه درس و امور شخصی،خیلی ناراحتم قشنگم خیلی
سخته واقعا از جمع فاصله گرفتم کلا کسی میاد خونمون حوصلش ندارم میگم کی بره .. حوصله هرکسیو ندارم کلا حرف زدنم یادم رفته ک قبلنا چجوری با اون همه ارتباط داشتم و دوست پبداکردم الان برعکس