من مثل چشام به شوهرم اعتماد داشتم ولی دیشب اتفاقی پیام هایی به همکارش داده و حالت لاس زدن داشت بیشتر شوهرم شیرین کاری کرده زنه خیلی مایل نبوده بهش گفتم گفت دیگه تکرار نمیکنه و این حرفا شمارش رو پاک کرد ولی چه فایده همدیگه رو میبینن گفتم باید از اونجا بیایی بیرون استفعا بدی قبول کرد ولی کار کجا بود اخه
من تازه عروسی کردم بخاطر مریضی مامانم بیشتر خونه مادرم هستم دیگه دلم شور میزنه راستش اعتمادم نسبت بهش از بین رفته با خودم میگه خالی گذاشتن خونه یوقت کار دستم نده خدایی نکرده .....
از اون طرف منم برم خونه خودم البته میرم فقط شبا میرم
یعنی دیگه بنظرتون ظهر ها و یکسره برم خونه خودم؟؟؟