دیروز اثاث کشی کردیم زنیکه منتظر بود شروع کنیم اثاث کشی از طبقه دوم با پله اومد خودشو رسوند به 6 بعد شروع کرد طبقه به طبقه خندیدن و با همسایه ها حرف زدن که تو با بقیه بد بودی من خوبم
اصلا اومد جلو در واحد فضولی
بعد یه چیز دیگه من چرا دلم با شوهرم سر این زنیکه صاف نمیشه