چندشب پیش اس یه خانم فروشنده رو تو گوشیم دید ادرس مغازه فرستاده بود یهو با لحن بد پرسیدم این کیه گفتم فلانی گفت چرا ایدیش اسم مرده گفتم چه میدونم زنگ بزن بپرس شماره و ادرسش هست خیلی ناراحت شدم اونشب از دستش نشسته بود تو گوشیم دونه دونه شماره هارو نگاه میکرد ببینه کیه واقعا از خودم بدم اومده بود که خیلی پاشم ولی قدرمو نمیدونه باهاش قهر کردم اومد معذرت خواهی فرداش گل خرید و تمام بعد امشب گفت نشد برم حموم فردا ظهر میام خونه برم حموم گفتم فردا میخوام حموم و دستشویی رو بشورم چون سر مو درست کردن خیلی کثیف میکنه منم واقعا خسته میشم برگشته میگه یعنی چی این حرف بدم میاد از این حرف گفتم چون خسته میشم میگه نشور بعدا بشور بعد برگشته میگه چرا ظهرا میام خونه ناراحت میشی تو حرفش قشنگ یه ذهنیت بد پشتشه که اینطوری میگه منم قاطی کردم واقعا اعصابم خورد شده از این همه شک و تهمت گفتم خجالت بکش انقد تهمت نزن واقعا واست متاسفام دیگه دعوامون بالا گرفت گفتم شک داری میتونی زندگی نکنی گفت اره بهت شک دارم رفتارات شک بر انگیزه خیلی دلم گرفت واقعا ازش بدم اومد هیچ کاری نمیکنم باید این حرفارو بشنوم سر چی سر اینکه گفتم حموم و دستشویی رو میشورم نیا برو کثیف کن به نظرتون چطوری رفتار کنم از فردا ؟
یه دختر 2ساله هم دارم دوست ندارم دعوا کنم دیگه بچه ام میترسه