2789
بهش میگم این رابطه تحمل دوتا پرنسس رو نداره ازین به بهد بشین تو خونه من با سبیلام میرم سر کار


باور کن بهش گفتم تو باید زنم میشدی منم شوهرت

ولی دریغ از تغیر

پدرشم همین بوده تو جوونیاش

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اره بابا روانیم کرد یه سال دیگه باهاش میموندم باید قرص اعصاب و افسردگی میخوردم


ای بابا چقدر متاسف شدم

چند وقت زن و شوهر بودین ک نتونستین دیگه ادامه بدین؟؟

چقد عاقل بودی واقعا افرین بهت منم تو نامزدی باید فکر اساسی میکردم تمام روزای خاص زندگیم اقا قهر بوده


آخ نگو دست رو دلم نذار

دقیقن همینه ک گفتی

دیگه کاری کرده دوس دارم بذارم برم

چقد عاقل بودی واقعا افرین بهت منم تو نامزدی باید فکر اساسی میکردم تمام روزای خاص زندگیم اقا قهر بوده

اره الان خیلی به ارامش رسیدم با اینکه عاشقش بودم.. بدتر از اون هراتفاقی هم میفتاد به خانوادش میگفت با جزئیات.ولی من هیچوقت نمیگفتم.. ینی هرر بحثی داشتیم من استرس اینو هم داشتم ک وای الان میره میگه و اونا قراره چ فکری بکنن😂جاریا هم تیکه مینداختن و پز شوهراشونو بهم میدادن

آخ نگو دست رو دلم نذاردقیقن همینه ک گفتیدیگه کاری کرده دوس دارم بذارم برم

چی بگم باورت میشه روزای اخر زایمانم هم قهر بود شب کیسه ابم پاره شد خونه پدرم بودم چند روز بود باز قهر بود لباسا بچه خونه بود داداشم رفت دنبالش

اگه لباسا نبود اصلا بهش نمیگفتم میرفتم واسه زایمان

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز