متد متریک امروز اولین جلسه ام بود خوشم اومد از جو کلاس و روش اموزش
قبل رفتن شوهرم گفت نری مثل اون دفعه بگی نمیخوام برم این حرفا اخه یک سال پیش با خواهر شوهرم رفتیم متد گرلاوین بود از روش استاده خوشم نیومد کلاس خسته کننده و غیر قابل تحمل بود منم نرفتم
حالا امروز رفتم خوشم اومد الان شوهرم داره از سر کار میاد زنگ زد هیچی نپرسید که کلاس چطور بود این حرفا بعد بهش گفتم باید جلسه بعد پارچه ببرم اینجوری اینا ماهی ۸ جلسه شهریه اش ۱۵۰۰ صداش تغییر کرد لحنش عوض شد گفتم بعد این چند مدل میخواد لباس مردونه یاد بده برات بدوزم هیچی نگفت گفتم چیزی نمیگی گفت تو میری کلاس ذوق داری من چی بگم گفتم میخوام برات پیراهن بدوزم گفت نمیخوام بعد هم خداحافظی کرد حس کردم زورش میاد پول کلاس بده انگار همین الان منو زده کرد از کلاس خودم باراضافی دیدم 😭😭😭😭 چه قدر بده خودم کسب درآمد ندارم
خیلی وقتا خودمو بار اضافی دیدم تقریبا همیشه ماه قبل رفتم دکتر هزینه دارو و ویزیت شد ۱۵۰۰ شروع کرد دکترا را فحش دادن و گرون شده و این حرفا همش خودمو نفرین میکردم که چرا مریض شدم تو این گرونی ولی دست خودم نیست که
محمود دولت آبادی در کتاب کلیدی میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....
برو کلاس حتما اگه خوشت اومد من از بچگی عاشق خیاطی بودم یه دوره سه ماهه ۲۰ سال پیش کلاس خیاطی رفتم و الان برا خودم هر چی بخوام میدوزم حتی برا پسرم هم جلیقه شلوار دوختم در صورتی که من اونجا اصلن آموزش بچگانه ندیده بودم الان لباسامو طوری میدوزم که ازم ادرس مزونو میپرسن
دیگه براش تعریف نکن چرا ماهیانه نداری از خودت؟ببین یه مبلغی بعنوان خرجی یاماهانه معین کن ازش بگیر مث ...
خواهرشوهرم برام یک مانتو دوخته بود امروز پوشیدم رفتم اونجا مربی خواست اندازه هامو بگیره یه عالمه ایراد از لباس گرفت که پایینش ۸ شده پنس طلاییی نداده سوشونه هاش افتاده دکمه هاش اندازه یکسان نیست این حرفا قبلا هم مادرشوهرم کلی سرکوب زده بود که اره فلانی رفت یاد گرفت تو نرفتی این حرفا