توروخدا میشه تا اخرش بخونید🥲
شوهرم مرد خوبیه و خیلییییی خوبه که تونسته منو تحمل کنه
من بشدت حساسم سریع قهر میکنم
دارم بی طرف صحبت میکنم..اما چندتا مشکل بزرگ داره
یکی اینکه تا اعصابشو خورد کردم سریع به باباش میگه
باباش کار خاصی نمیکنه هااا اصلا انگار به پشمش میگیره همه ی حرفای پسرش و اصلا به زنش هم چیزی نمیگه..اینو مطمئنم.. منتها من دوست ندارم پدرشوهرم همه چیو بدونه
دومی اینکه اصلااااا انعطاف پذیر نیست..به غیر باباش حرف هیچکیو نمیخونه
مثلا بهش میگم برا خرید خونه ماشینتو نفروش حیفه بعد نمیتونی بخری ..میگه نه میفروشم. ینی اینکه نظر منو قبول نمیکنه
سومی اینکه جدیدا تاخودش میلش بکشه میاد پیشم حتی اگه من تو شرایط روحی بدی باشم به زبون بی زبونی بگم پاشو بیاد حتی واضحم بگم نمیاد
چهارمی هم اینکه حرفای منو برای تغییرش(فقط عمل بینی) قبل عقد قبول کرد الان که بهش میگم بیا بریم برا عروسی خوشکلتر بشی میگه نع نمیام هرموقع بخوام خودم میرم هی تکرار نکن
نمیدونم چیکار کنم.. واقعا تواین لحظه پشیمونم از ازدواجم.. شخصیتی که قبل عقد داشت الان توش خیلییی کمرنگ شده
البته ناگفته نماند که منم اذیتش میکنم