سلام.
چند روز پیش من سر شیفتم بودم.
۷ نفر بودیم کلا، یکی ازشون گفت تو بار قبل اسم منو رد نکردی حق ماموریتم بیاد گفتم من نوشتم اما نیومده به من چه؟ بعد زنگ زدم اون کسی هم که کنارم بود و در اصل وظیفه اون بود چون اون مدیر اون معاونت بود و قبلا من نیروی اونجا بودم چند مدت به عنوان سرپرست.
اونم گفت فرستادیم خب نیومده به من چه.
بحث شد آروم زد داخل صورتم حواسش نبود انگشتش رفت داخل چشمم منم عصبی شدم داد زدم تا دعوا شروع بشه
اونطرف یه دوست دیگه بود گفت بیا با این بزن تو سرش با شوخی منم با مشت زدم تو دستش و اون وسیله از دستش افتاد. و اونم شروع کرد من از تو بزرگتر ام حق نداری اینجور کنی من با هرکسی شوخی میکنم جواب نداده تو چرا دادی و من نشسته بودم پا شد با مشت زد تو سرم .
بعد ۲ دقیقه گفت شرمنده و ببخشید و حلال کن عصبی شدم دست خودم نبوده.
بعد اونی زد تو چشمم با یکی دیگه هماهنگی کرد برای دعوا
منم گفتم نکنید ولی کردید هربلایی سرتون بیاد به من ربطی نداره همه شاهدن.
منم پا شدم یکیشون رو گرفتم زدم بعد دیدم یه وسیله (انفجاری آورد) گفت میرنم زمین تا همه رو بکشم گفتم نکن و ادامه داد از دستش گرفتمش و زدمش زمین ،رفتم رو سرش اینقدر با مشت زدم تو گیجگاهش بیهوش شد و این بین هم چون دو نفر بودن با تمام توان دعوا کردم حتی گاز گرفتم از گوشت پاش یه مقدار حالت کندیده شد.
نفر دوم هم اونقدر زده بود تو پشتم و گوشم و گردنم کلا خونی شده بودم.پاشدم اونم تا جایی خورد زدم.
در شکستیم ، وسیله شکستیم و ...
آخرش بعد ۲ روز دوستی کردیم
آیا مقصر من بودم ؟
میدونم نفر دوم آدم بی منطقی بود این یعنی چی من شوخی کنم تو حق نداری جواب بدی مثل بقیه