تو عقدم و نظر خودش و مخصوصا اون مادرش(از ترس مادرش نمیتونه اب بخوره ۲۶سالشه ) اینه که تو خونه ای زندگی کنم که مادر شوهرم اینا و جاریم زندگی میکنن توش
یعنی یه خونه ۱۰۰ خورده ای متری قدیمی پر از رطوبت و با تلویزیون قدیمی و پشتی و یخچال بیست سال پیش و فرش قدیمی و ... با دو تا اتاق که یه اتاق جاری و شوهر و بچه سه سالش
یه اتاق واسه من و شوهرم که حتی دستگیره درش خراب بود واسه شب پاگشا که رفته بودم
و سالن هم که مادرشوهر و پدرشوهر
😐😐😐 با شوهرم قبل عقد صحبت کرده بودم خونه اجاره کنه الان میگه مگه کم عقلم با این وضع گرونی برم خونه اجاره کنم باید همونجا زندگی کنی اگه زن زندگی هستی منم کلی با زبان خوش گفتم سخته هم برای اونا هم برای من و راحت نیستیم از هر لحاظ حتی رابطه ولی مرغش یه پا داره
حالا باباش کلی زمین داره یعنی نمیتونه بهش بگه حداقل چند متر بفروشه یا اصلا وام ازدواج هم پیگیری نکرد شوهرم یا حتی بابام گفت زمین میدم گل و گیاه کار کن پولش برای خودتون ولی شوهرم میگه نه