اقا من صبخ ساعت ۸ تا الان سر کار بودم خسته ام گرسنمم هست چیزی هم نیست بخورم مامانمم خونه دوستشه بعد یکی از فامیلامون همش زنگ میزنه بریم بیرون منم که از فامیلا متنفرم همش بهونه آوردم که مامان کنسلش کن الان زنگ زده میگه ساعت ۸ و نیم مثلا بعد شامه باهاشون میریم پارک یا کافه گفتم نمیام خستم میگه گوه نخور باید بیایی😐 اقا اونا بیکارن صبح تا شب خونه ان من خستم حتی حال ندارم درس بخونم پارک و کافه چی دارم .دوست دختر داداشمم هست دخترش که متنفرم ازش ذلم نمیخواد ببینمش اینم هی شیرین بازی در میاره
چی کنم نرم واقعا فکرشو میکنم کلافه میشم