من دختر بسیار کم توقعی ام تو این سه چهار سالی که باهاش دوست بودم یا حتی چند ماهی که نامزدم و یک ماهی که عقدم یک بار نشده ازش چیزی بخوام حتی تو فکر جیبش بودم حلقه ای که دوست داشتم رو نگرفتم و یه حلقه دو گرمی برداشتم حتی گفتم جشن عقد نمیخوام سمت ما هزینه عقد با داماده حتی وسایل بله برون خرید لوازم آرایش و خیلی چیزا رو انجام ندادم
اون وقت بهم میگه وام ازدواج مون رو میدم داداشمم پراید رو بفروشه ۲۰۷ بگیره دیگه ماشین شریکی میشه حالا اگه بعد داداشم تونست پول رو پس بده که ماشین به خودش میدیم نتونست ماشین مون شریکیه
نامزدم خودش ماشین دختره به جای اینکه تو فکر زندگی خودمون باشه تو فکر زندگی داداششه من اصلا آدم حسودی نیستم خودم داداشش ندارم و داداش نامزدم رو مثل داداش نداشته ام دوست دارم ولی خیلی روزم اومد میگه برا عروسی دوباره وام میگیریم و پس انداز می کنیم گفتم چطور میتونی چند میلیارد جور کنی میگه دیگه داداشم نمیتونه ماشین بگیره اگه کمکش نکنم داداشش ۲۲ سالشه هنوز بچه ست
الان از خودم بدم میاد با نامزدم یکم تند رفتم شاید با خودش بگه خانومم نمیزاره به فکر خانواده ام باشم یا هرچی ولی به نظرتون بد شد بهش اینجوری گفتم؟