من نامزدم تقریبا دوسال نیم باهم تو رابطه بودیم و الان ۶ماهه ک باهاش نامزدم یعنی عقدیم باهم
مشکلم اینه که واقعا تو این مدت نتونستم بشناسمش .آدم پر هیجان و شوخه همیشه ولی هیچوقت ب ناراحتیم اهمیت نمیده حتی پیشش هم گریه کنم هیچ واکنشی نشون نمیده میره رو گوشی فیلم میبینه تا موقعی ک آروم شدم
تو رابطه ببخشین همون موقع شب تحویلم میگیره بعد اینکه احتیاجشو بر طرف کرد دیگ ی آدم دیگ میشه پشتو ب من میکنه میخوابه بعضی وقتا هم خودم جلو میرم تا بغلم کنه بخوابیم ولی بعد چند دقیقه ای دیگ ولم میکنه میگیره میخوابه
بعضی وقتا یجورایی منو تو کف میزاره واقعا خس میکنم هیچ دوسم نداره فقط بخاطر رابطه منو خواسته
دیروز هم حرف میزدیم میگفت من فقط رابطه با تو رو خیلی دوست دارم چیز دیگتو دوست ندارم دلم بد شکست ولی ب روم نیاوردم
بعضی وقتا باهام خوبه بعضی وقتا سرده
کلا ازش سر در نمیارم خیلی بیقرارم انگار از وقتی ازدواج کردم افسردگی گرفتم روحیه هیچیو ندارم حوصلم هیچ کیو نمیکشه و..
حرفای ناگفتم خیلی زیاده بخام بگم ولی کسی نشد از ته دل درک کنه فقط از همه حتی خودش سرزنش خوردم💔