زن دانایی نیست، گاهی وقتا با ندونم کاری ها با نیش و کنایه ها با دخالت ها خیلی اذیتم کرد، کاهی وقتام میشه مادر شوهر خیلی خوب مثلا به خیال خودش، واقعا خوب میشه مهربون میشه مثلا خیلی به فکر ماست ولی من میدونم پشت این چهره معربون همونی هست که همش گلایه میکرد، انتظارش بالا بود تیکه مینداخت باعث دعوای منو شوهرم شد،باعث دعوای من و جاریم شد.
من ازشثن دورم یه شهر دیگه ام ولی با ندونم کاریهاش خیلی وقتا عذابم داده و الان که دیگه زنگ میزنه هرچقدرم قوربونت برم فدات بشم دوستت دارم بگه من نمیتونم قلبا باور کنم و دوسش داشته باشم
ولی همیشه با احترام برخورد کردم هیچ وقت من باعث دعوا نبودم ولی از وقتی شناختمش هیچ وقت صمیمی نشدم فقط با احترام
آرزوشه یه بار مامان صداش کنم چون جاریم مامان مامان از دهنش نمی افته. من وقتی میخوام بگم بیا اینجا مثلا میگم میشه بیایید اینجا یا میشه تشریف بیارید