چند سال باهم بودیم و همو دوست داشتیم ولی تو این چند سال خیلییی اذیتم کرد از شکاکی و خیانت و دسته بزن بگیرین تا هزارتا چیز دیگه اما همیشه کمکش کردم و بخشیدمش و اینم بگم اولین دوست پسرم بود ولی من شاید سی امین دوست دخترش بودم خلاصه هرموقع کات میکردیم ب دوهفته نمیکشید برمیگشتیم اما اینبار که باهاش کات کردم خیلی بهش بد ریدم تمامه دق و دلی هامو بهش گفتم و رفتم و ۵ ماه میگذره که هیچ خبری از هم نداریم هیچ زنگ و تماسی هم بینمون رد و بدل نشد فقط چند باری دیدم اومده زیره محل کارم وایساده اما از نزدیک ندیدیم همو اصلا اما خیلی دوستم داره این اخلاقاش بخاطره تاثیرات خانوادش و مشکلاتشه
و از من اصلا تابحال هیچی ندید (خیانت دروغ پنهون کاری) خیلیم باهم صمیمی بودیم یعنی صبح تا غروب باهم بیرون بودیم هرموقع تو مشکل بود کنارش بودم دلداریش میدادم و خیلیم ادم مغرور و خودشیفته ایه الان که ۵ ماه گذشته حرصم میگیره با اینکه مقصره فقط چون من خیلی باهاش بد کات کردم جلو نمیاد تا بهش برینم (به هیچ وجه دیگه نمیخوام باهاش اوکی شم) من تصمیم گرفتم برم مسافرت خارجه با تور ولی میخوام جوری نشون بدم انگار با یه پسر رفتم و نه از تور چیزی بزارم نه از افراد تور مثلا یجوری عکس بزارم یا قلبی چیزی بزارم فکر کنه من با دوست پسرم رفتم از طرفی میخوام تو بیومم قلب بزارم
بنظرتون وقتی از نظرش ی دختر خونگی که حتی رفیقم نداره یهو بره ی کشور دیگه همچین استوری بزاره و بیو بزاره چه حسی میگیره؟؟
من ۲۱ سالمه اون ۲۲