2821
2789
عنوان

همگی بیاین

48 بازدید | 10 پست

بچه ها یه حس منفی بزرگ بعد نرسیدن ب خواسته هام در ۳ بار کنکور دادنم از سال ۹۹ ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ مونده تو وجودم و عذابم میده مرتبا شب و روز این حس ناکافی بودن این حس سردرگم بودن نشناختن مسیر آینده و وحشت ازش اونم برا منی ک هم تو روستاام هم تنهای مطلق و بچه اخر خانواده ام تو دهنم مونده، فکر این تورم وحشتناک بدون اینده با درامد کافی و نداشتن سرمایه قبلی واقعا فکرم مشغول کرده همه درامدا در رنج ۲۰ تا ۳۰ تومنن و هیچجوره نمیشه فکر کنم این درآمد (تازه اگه بشه بهش رسید) بشه زندگی کرد .جالبه بگم من پسرم اما ژن استرسی بودن انگار از خانواده مادریم ب منم رسیده متاسفانه دست خودم نیست و ازین لحاظ مثل شما دخترا ام... ببینید واقعا فکر کردم دوست داشتم ازینجا برم اما پدر مادر ۶۰ ۷۰ ساله تقریبا زندگیشون رو من میگردونم و هیچ اشنا و فامیلی تو این روستا ندارن دوستام اکثرا رفتن دنبال کار تو شهرای بزرگ و دارن پیشرقت میکنن اما من نمیشه برم هم سنام دارن خونه میسازن ازدواج کردن با دختری ک میخواستن و من همون دختر ک میخوام رو مجبورم فراموشش کنم تو این شرایط ...درس خوندم اما تو ی رشته ای ک واقعا بنظرم عاقبت برا یه مرد نداره و تهش بشه بعد کلیییی تلاش و خون دل خوردن تازه شانس بیاری میشه رفت اموزش پرورش با حقوقای خجالت آور... دقیقا حس میکنم یه عمر رو تردیمیل دویدم هم خسته شدم هم به جایی نرسیدم! چرا بعضیا مسیرشدن در کل مثل یه خط مستقیمه اما برا من اینقدرررر پر پیچ و خم و زجر آور؟واقعا اینکه چرا سرنوشت اینجوری تا کرد باهام خیلی ادیتم میکنه چیکار کنم؟! راهی هست یا این نبود راه هم خودش عذاب جدیدیه؟!

ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...

واقعا نمیدونم چی بگم برادر...

از نوشته ها بوی درد عمیقی احساس میشه...

زندگی تو ایران همینه...من هم قرعه کشی خانواده ام خوب در نیومد چون منم تا دلت بخواد خون دل خوردم و بی پدری کشیدم...این همه قبل جنگ داشتم خوب پیش میرفتم که همه چیزم انگار خراب شد هنوزم منگ ام...

اما چه میشه کرد؟بالاخره باید سوخت و ساخت...

واقعا نمیدونم چی بگم برادر...از نوشته ها بوی درد عمیقی احساس میشه...زندگی تو ایران همینه...من هم قرع ...

واقعا دنیای نامردیه موندم چی بگم چرا با این حرفا چیزی عوض نمیشه... چرا اینقد تفاوته بین آدما... شما هم اگه حسشو دارین و حالتون بهتر میشه بگین هر چی تو دلتونه ...

ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

واقعا دنیای نامردیه موندم چی بگم چرا با این حرفا چیزی عوض نمیشه... چرا اینقد تفاوته بین آدما... شما ...

خیلی طولانی ...دانم نمیخواد واقعا دوباره این زخم برام باز بشه اما در کل سر منم کلی بلا آوردن...

بابا و مامانم عملا ده سال که از هم جدا شدن ...مامانم وقتی از خونه اومد بیرون پول نداشت هیچی نداشت ...منم از طرفی باهاش بودم مجبور شد بره پیش خالم ...خالمم خیلی اذیتم کرد...اذیت شدم خیلی خیلی زیاد...

کلی کارای بابامو سر من خالی کردن...دایی بیشعورم به مامانم گفت شوهرش بده اینکه چیزی نیست اونم تو بچگی!

و ...ناگفته های تلخ دیگه....

به مامانم گفتم جدا شیم البته میدونست که منو خالم چقدر اذیتم میکنه

اما همش وعده های الکی بهم داد و منو تو آب نمک خوابوندالانم میگه قول میدم امسال جدا بشیم اما خدا میدونه راسته یا دروغ...

بعد امسال خواستم غیرحضوری بخوانم اما همه برنامه هام بهم ریخت😭😭 😭 😭 😭 😭 😭

این همه خواندم این همه بیشتر از ظرفیت ام بودم و مایه گذاشتم ...اما همش تو خونه مامان بزرگم که تو جنگ بودم خراب شد...همش دود شد رفت هوا...اونجا بقیه خاله هام و داییم هم بودن اونا هم منو خیلی مقایسه و اذیت کردن خیلی زیاد.


نمیدونم این عالم چجوری کار میکنه؟!نمیدونم اونایی که باعث خون دل خوردن های من شدن و قلبم و شکستن به مرداد و مقصد خویش میرسند یا نه...اما امیدوارم حداقل هیچ حقی ناحق نشه.ببخشید سرتونو درد آوردم.خودمم سرم درد گرفت.



خیلی طولانی ...دانم نمیخواد واقعا دوباره این زخم برام باز بشه اما در کل سر منم کلی بلا آوردن...بابا ...

واقعا متاسفم ک شرایطت اینقدر بد بوده براتون...😔 جدی واقعا چرا خالت تو رو اذیتت کنه مگه نباید خاله ها مهربون باشن... چرا مامانت جلوشونو نگرفت ک اذیتت نکنن... واقعا نامردی کردن در حقت..کنکوری هستین شما؟؟؟

ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...

واقعا متاسفم ک شرایطت اینقدر بد بوده براتون...😔 جدی واقعا چرا خالت تو رو اذیتت کنه مگه نباید خاله ه ...

نمیدونم چرا اینکار رو کردم باهام؟!منم اون موقع بچه بودم..کارای بابام رو سر من خالی میکرد...مامانمم به خاطر بابا بزرگم و آبرو و این چیزا سکوت کرد و هیچی نگفت بهش.

سال بعد کنکور دارم اما شاید پشت کنکور بمونم... .

فراموش کردم بگم شما هم اگر خواستید ناگفته هاتون رو بگید...

مرسیی چشم منم امشب همه چیو براتون میگم ماجرای منم عجیبه واقعا ...

ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...

نمیدونم چرا اینکار رو کردم باهام؟!منم اون موقع بچه بودم..کارای بابام رو سر من خالی میکرد...مامانمم ب ...

اانم اذیتت میکنن شرایطتون بهتر نشده؟؟ جایی هستی بتونی بخونی درسات رو ؟واقعا سخته تو شلوغی و فکر و خیال درس خوندن...

ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...

پس منتظرم...الهی...خدا دنیاتون رو روشن کنه و راه تون رو سبز.

مرسیی خیلی دعات قشنگ بود امیدوارم به خودتون برگرده این دعا!

ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز