واقعا نمیدونم چی بگم برادر...
از نوشته ها بوی درد عمیقی احساس میشه...
زندگی تو ایران همینه...من هم قرعه کشی خانواده ام خوب در نیومد چون منم تا دلت بخواد خون دل خوردم و بی پدری کشیدم...این همه قبل جنگ داشتم خوب پیش میرفتم که همه چیزم انگار خراب شد هنوزم منگ ام...
اما چه میشه کرد؟بالاخره باید سوخت و ساخت...