2821
2789
عنوان

همگی بیاین

27 بازدید | 2 پست

بچه ها یه حس منفی بزرگ بعد نرسیدن ب خواسته هام در ۳ بار کنکور دادنم از سال ۹۹ ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ مونده تو وجودم و عذابم میده مرتبا شب و روز این حس ناکافی بودن این حس سردرگم بودن نشناختن مسیر آینده و وحشت ازش اونم برا منی ک هم تو روستاام هم تنهای مطلق و بچه اخر خانواده ام تو دهنم مونده، فکر این تورم وحشتناک بدون اینده با درامد کافی و نداشتن سرمایه قبلی واقعا فکرم مشغول کرده همه درامدا در رنج ۲۰ تا ۳۰ تومنن و هیچجوره نمیشه فکر کنم این درآمد (تازه اگه بشه بهش رسید) بشه زندگی کرد .جالبه بگم من پسرم اما ژن استرسی بودن انگار از خانواده مادریم ب منم رسیده متاسفانه دست خودم نیست و ازین لحاظ مثل شما دخترا ام... ببینید واقعا فکر کردم دوست داشتم ازینجا برم اما پدر مادر ۶۰ ۷۰ ساله تقریبا زندگیشون رو من میگردونم و هیچ اشنا و فامیلی تو این روستا ندارن دوستام اکثرا رفتن دنبال کار تو شهرای بزرگ و دارن پیشرقت میکنن اما من نمیشه برم هم سنام دارن خونه میسازن ازدواج کردن با دختری ک میخواستن و من همون دختر ک میخوام رو مجبورم فراموشش کنم تو این شرایط ...درس خوندم اما تو ی رشته ای ک واقعا بنظرم عاقبت برا یه مرد نداره و تهش بشه بعد کلیییی تلاش و خون دل خوردن تازه شانس بیاری میشه رفت اموزش پرورش با حقوقای خجالت آور... دقیقا حس میکنم یه عمر رو تردیمیل دویدم هم خسته شدم هم به جایی نرسیدم! چرا بعضیا مسیرشدن در کل مثل یه خط مستقیمه اما برا من اینقدرررر پر پیچ و خم و زجر آور؟واقعا اینکه چرا سرنوشت اینجوری تا کرد باهام خیلی ادیتم میکنه چیکار کنم؟! راهی هست یا این نبود راه هم خودش عذاب جدیدیه؟!

ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...

واقعا نمیدونم چی بگم برادر...

از نوشته ها بوی درد عمیقی احساس میشه...

زندگی تو ایران همینه...من هم قرعه کشی خانواده ام خوب در نیومد چون منم تا دلت بخواد خون دل خوردم و بی پدری کشیدم...این همه قبل جنگ داشتم خوب پیش میرفتم که همه چیزم انگار خراب شد هنوزم منگ ام...

اما چه میشه کرد؟بالاخره باید سوخت و ساخت...

واقعا نمیدونم چی بگم برادر...از نوشته ها بوی درد عمیقی احساس میشه...زندگی تو ایران همینه...من هم قرع ...

واقعا دنیای نامردیه موندم چی بگم چرا با این حرفا چیزی عوض نمیشه... چرا اینقد تفاوته بین آدما... شما هم اگه حسشو دارین و حالتون بهتر میشه بگین هر چی تو دلتونه ...

ب قول مرتضی پاشایی هرچی راه میری تو شبها باز ته جاده. سیاهه...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز