سالهاست دارم با خودم کنار میام و یه جوری خودمو گول میزدم که تو داری زندگی میکنی و اون خیانت نمیکنه در صورتی که جلوی چشمم خیلی نشونه ها میومد و من خودمو به نفهمی میزدم که نه اشتباه دیدی چیزی نبوده ولی خب وقتی ظرف لیوان پر بشه دیگه جا نداره و سر ریز میشه و خب من تو اون سر ریز شدنم و مدتها انگار دنبال یه نشونه بودم که دروغ بودن این خیانتها رو به خودم ثابت کنم که دروغه ولی خب نشونه های اطرافم قوی تر از این حرفا بودن و پیروز شدن و حالا من هستم و غمی که سراسر وجودمو گرفته و دنبال راهی میگردم که بتونم خودمو تسلی بدم و ارامش رو به وجودم تزریق کنم حتی اگر اون شخص دیگه مقرر باشه تو زندگیم قرار نگیره و بیرون بره.
به خودت و زیباییت اهمیت بده وگرنه لابه لای زندگی از بین میری و هیچکس نمیفهمه ..............