بیچاره این مرد از اون پدر سوخته های عالمه ،به خنسی مالی خورده ،دار و ندارش رو کرده سرمایه کار ، حتی زنش خونه باباشه که اجاره و رهن نده ،پولش توی کار باشه ،احتمالا به زنش قول داده که یکی دو سال دووم بیار کار کنم پول دربیارم بهترین خونه زندگی رو برات بسازم ، حالا این وسط اومده دیده چیکار کنه چیکار نکنه هزینه هاش بیاد پایین خب یه زن احمقی مثل تو که خونه و کار و بار و وسایل و ...هم داره خورده به تورش ، گفته چ بهتر هم جای خواب دارم هم از لحاظ جنسی تامینم ( احتمالا پیش خودش گفته از دستمال کاغذی و ج ق و ج ن د ه پولی که بهتره حداقل هزینه نداره واسم ) بعدم توی کار و بارم که پشرفت کردم پول دستم اومد واسه زنم خونه زندگی درست میکنم ،اینم یه کاری میکنم خودش گورشو گم کنه بره ،
توام فکر کردی چ تاپاله شاخی گیرت اومده ، گفتی وابستش میکنم بعدم به گوش زنش میرسونم که خودش بزاره بره ، من بمونمو این مرد ، ولی زهی خیال باطل
این مرد معلومه زنش رو خیلی دوس داره و احترام قائله براش تورو هم برای دوران گذار میخواسته ، زنه هم حتی اگر بفهمه میبخشتش ، بعدا اون دو تا به خوبی و خوشی با هم ادامه زندگی میدن ، تو میمونی و بدبختی
البته تقصیر خودته ، چون چاهکن همیشه ته چاهه ، خواستی با وارد شدن به این رابطه باعث تنها موندن و بدبخت شدن یه زن بشی ، حالا نصیب خودت میشه این تنهایی بدبختی
به خودت بیا احمق تا دیر نشده نزار ازت سواستفاده بکنه