من یه خواهر دارم از خودم کوچیکتر و سندرم داون داره از بچگی دوست داشت عروس بشه و بچه دار و اسم دخترش بزاره بهار و سحر ولی خب 💔🥲 حالا من بچه دار شدم دختره ولی وقتی بغلش میکرد دیدم رفته یجا نشسته حالت ناراحت من خیلی ناراحتم حس عذاب وجدان دارم گریم گرفته همش تو دلم میگم کاش منم بچه دار نمیشدم نمیدونم اخه ابجیم خیلی بچه دوست داره حس بدیه صبح زود اومدن که بچه ببین ولی مامانم دید خواهرم ناراحته زود رفتن کاش میشد خدا یجوری میکرد ابجیم ازدواج کنه و خدا بهش یه بچه سالم بده خودم میرم نگه داری و کمک میکنم
بنظرتون میتونه ؟ چیکار کنم ابجیم ناراحت نباشه وقتی اون ناراحت منم ناراحتم مامانم بهم گفت اگه گریه کنی و ناراحت باشی حست به بچت هم منتقل میشه و شیر مادر نمیخوره ولی من واقعا از صبح ناراحتش شدم
@niniyar تایید کن لطفاً