اصن یه وضعی نگم براتون
امار همه دخترا و زنای ساختمونمونو داره
یکی نیست بهش بگه اخه به تو چههه مرتیکه اشغال
هر وقت میخوام برم بیرون پشت سرم راه میفته میاد بیرون تا ببینه من با کی و از کدوم طرف میخوام برم بیرون
دیروز رفتم بیرون منتظر اسنپ بودم اونم پشت سرم راه افتاد بعد رفتم اون سمت کوچه وایسادم همینطور زل زذه بود به من منم پررو تر خودش زل زدم بهش از رو نمیرفت🤣🤣