من حدود ۱۰ ماهه نامزد هستم(عقد) و در این مدت تلاش کردم رابطهی خوبی با مادر همسرم داشته باشم. ایشون همیشه به من لطف دارن و هر وقت همدیگه رو میبینیم، برام هدیه میخرن و احترام متقابل داریم. اما متاسفانه، به جز دو بار اول نامزدی (یک بار شام خانوادگی و یک بار عید)، هیچوقت از طرف ایشون برای دید و بازدید یا شام به خونهشون دعوت نشدم. من در مناسبتهای مختلف مثل روز مادر، روز پدر و تولدشون به دیدنشون رفتم و هدیه بردم، اما حس میکنم این دعوت دوطرفه نیست.
نکته جالب اینجاست که ما خودمون معمولاً هر هفته یا دو هفته یکبار، نامزدم رو خونه خودمون دعوت میکنیم و ایشون همیشه میان.
اخیراً مادرشون تماس گرفتن و گفتن که میخوان به خونه ما بیان. این موضوع من رو کمی متعجب کرد، چون از یک طرف خوشحال شدم که میخوان بیان و ببیننم، ولی از طرف دیگه، یادم افتاد که چقدر دلم میخواد منم بتونم برم خونه ایشون و باهاشون صمیمیتر باشم. احساس میکنم یه فاصلهای بین ما هست که دوست دارم این فاصله کمتر بشه.
به خاطر همین احترام و هدایایی که ایشون به من دادن، خیلی سختمه که مستقیم بهشون بگم “چرا منو دعوت نمیکنید؟” یا اینکه بخوام حس ناراحتیام رو به نامزدم منتقل کنم. از طرفی، چون خیلی کم همدیگه رو میبینیم، حتی روم نمیشه که بهشون “مامان” بگم یا راحت باهاشون تلفنی صحبت کنم. موقع تماس هم معمولاً فقط احوالپرسی ساده میکنیم